« خانم دالاوي | صفحه‌ی اصلی | كافكا در كرانه »

چنین گفت زرتشت.

در زن دیری‌ست که برده‌ای و خودکامه‌ای نهان گشته اند. از این‌رو زن را توان دوستی نیست. او عشق را می‌شناسد و بس.
عشق زن نسبت به‌هرچه خوش‌آیندش نباشد بیدادگر است و کور. در عشق هوشیارانه‌ی زن نیز هنوز در کنار روشنی همواره شبیخون است و آذرخش و شب.
زن را هنوز توان دوستی نیست. زنان هنوز گربه‌اند و پرنده، یا دست‌بالا، ماده گاو.
زن را هنوز توان دوستی نیست. اما شما مردان نیز، بگویید‌ام. کدامین‌تان را توان دوستی هست؟


چنین گفت زرتشت.

نيچه

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

درباره

اين صفحه حاوی يکی از مطالبی است که در اين وبلاگ در تاريخ زير منتشر شده است جمعه 15 شهریور 87.

مطلب منتشره‌ شده‌ی قبلی:خانم دالاوي.

مطلب بعدی در اين وبلاگ:كافكا در كرانه.

ساير مطالب را می‌توان درصفحه‌ی اصلی يا از طریق صفحه‌ی بايگانی مشاهده کرد .

Powered by
Movable Type 3.31